:::الهه شرقی:::
دریا و ساحل سنگت ای خدا کنه بمیری
لایه های بسته ذهنم آن جا احساس امنیت بیشتری می کنم دوباره گیجم کردی هیچ تعریف روشنی از تو ندارم از تو ترسیده ام و این را نمی فهمی دستم را که گاهی برای کمک دراز می شود زخم می زنی و نمی دانم چرا هیچ تعریف روشنی از تو ندارم و این دیوانه ام می کند دوباره فاصله ها دارند بی داد می کنند به دفتر خاطرات خودم پناه می برم آغوش تو هم که امن ترین جای جهان بود زخم زننده شده است
به دفتر خاطرات خودم پناه می برم
نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت
18:24 توسط دختر دریا| |
| Design By : Night Skin |



