تبليغاتX
:::الهه شرقی:::


:::الهه شرقی:::

دریا و ساحل سنگت ای خدا کنه بمیری

گفتم نرو پرپر میشم

گفتی می خوام رها باشم

گفتم آخه عاشق شدم

گفتی می خوام تنها باشم

گفتم دلم

گفتی بسوز

گفتم یه عمره باز هنوزززز . . .

گفتم پس عمرم چی میشه ؟

گفتی هدر شد شب و روز

واااااااااااااااااااااااای دلم 

گفتم آخه داغون میشم

گفتی به من خوش میگذره

گفتم بیا چشمام به تو

گفتی آخه کی میخره

گفتم مرا جنس میدی

گفتی آره بی قیمتی

گفتم یک روز کسی بودم با من نکون بی حرمتی

گفتم صدام میمیره باز

گفتی به در بسوز بساز

گفتم حالا که پیر شدم

گفتی که از تو سیر شودم

گفتم تمنا میکنم

گفتی می خوام خوردت کنم

گفتم بیا بشکن تنو

گفتی فراموش کن منو

گفتی فراموش کن منو

گفتی فراموش کن منو

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 23:35 توسط دختر دریا| |

هیچ نگذار عزیزترینت

به زور لبخند بزند

بعضی وقتها باید

تا نهایت آرامش گریست

آن گاه تبسمش زیبا تراز

رنگین کمان بعد از باران خواهد شد

  

 

امروز کسی باش که واقعا آرزو داری

مهربان و با گذشت

ساده و شفاف

پاک و خالص

با انعطاف و مددرسان

به لحظات زندگی چنان ارزش بده که آرزو داری

و

چنان با محبت رفتار کن

که دلیلی برای سرمشار

بودن نباشد

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 0:28 توسط دختر دریا| |

عاشقتم
واسه تو خیلی کمه
من تو رو دوست دارم
....
نشسته ام باز کنار تو اومدی سراغم نگاه تو روشنه شبای بی چراغم
صدای من وقتی قصه داره که رنگ چشم تو غصه داره
شب من و تو باز دوباره انتظاره
نگاه تو رنگ بوسه داره لبای من گرم و بی قراره
سکوت شب یه آسمون و یک ستاره
بارون گل شد خواب ستاره به انتظار بغض ابر پاره پاره
تا قلب آسمون می بارم با تو تنها فصل من و تو باز رسیده روی ابرا
کنار تو آروم میام پا می زارم چراغی تو دست شبا جا می زارم
که روشن بمونه آسمون بی ستاره
به شوق تو عهدی با چشمام می بندم دوباره به این عشق به این دل می خندم
قصه عشق بازیه چرخ روزگاره

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 14:2 توسط دختر دریا| |

اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل پرپر که نشست سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که رو سیاهم اگه عاشقی یه درد، چه كسي آن درد رو نديده تو بگو كدوم عاشق، رنج دوري نكشيده اگه عاشقي گناه، ما همه غرق گناهيم ميون اين همه آدم، يه غريب و بي پناهيم تو ببين به جرم عشقت‌، پرپروازمو بستند تو نديدي من مغرور چه بي صدا شكستم چه بگم وقتي كه عاشق، زخمي تيغ هلاكه همه بال و پر زدناش رقص مرگي روي خاك بود

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 23:50 توسط دختر دریا| |

اشک مرا هيچکس نديد تا کنارم بنشيند و دلداريم بدهد ، هيچکس

نفهميد که خورشيد چقدر دير طلوع کرد ، دل من هزار بار با ياد تو

خروشيد و انقلاب کرد و من با تازيانه عقل اين شورش را خفه کردم

حال خسته و زخمی گوشه ای زانوی غم بغل گرفته ام و منتظر آخرين

فرصتها و تصميمهاست حالا اميد و هستی اش در گرو قدرت عشق من

است حالا فقط می تواند با عشق آرام بگيرد و خواهد گرفت ، چون

من عاشق ديوانه ای بيش نيستم    

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 23:47 توسط دختر دریا| |

این آخرین تلاشمه واسه بدست آوردنت

باور کن این قلبو نرو این التماس آخره

چقد میخوای تو بشکنی غرور این شکسته رو

هر چی میخوای بگی بگو اما نگو بهم برو

این دلو عاشقش نکن اگه منو دوست نداری

راحت بگو اگه میخوای قلب منو جا بزاری

دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد

میترسم از دستم بری کاری ازم بر نمیاد

نرو نزار که بعد از این دنیا به عشق شک بکنه

هر کی دلش جایی دیگه ست عشقو بخواد ترک بکنه

نفس زدم از ته دل معصومه این قلب به خدا

نزار بشه محال واسش باور عشق آدما

مرگ دلم پای تو اگه ازش گذر کنی

لب تر کنی رفیقتم کافیه با ما سر کنی
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 18:35 توسط دختر دریا| |

توی خواب و توی رویا و دلم تو پا گذاشتم

این جا تو بیداری اما دل منو تنها گذاشتی

اومدی با لباس بالدار تو شبای بی ستاره

اما پس چرا نگفتی که دلت دوستم نداره

اومدی قدم گذاشتی تو به ارومی تو دنیام

به همون لطافتی که گم شده تو خواب و رویام

اومدی وقتی که شب بود تو به کنارم

ولی افسوس وقتی صبح شد من دیدم تو رو ندارم

اومدی مثل یه خورشید با یه نور ارغوانی

اما بی تو تنها موندم تو بهار نو جوانی

نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 1:1 توسط دختر دریا| |


Design By : Night Skin